عصر ایران؛ رضا رئیسی- پس از فراز و فرودهای بسیار و قبض و بسط های پر شمار رسانهای، سرانجام یک بار دیگر شیخ نشین عمان، این میانجیگران مورد اعتماد همیشگی ایران، میزبان دور دیگری از مذاکرات هستهای میان تهران و واشنگتن شدند.
علی الظاهر ظهر روز آدینه در مسقط هیچ اتفاق غیر منتظره و خبر غافلگیر کنندهای نداشت و یک روز معمولی سپری شد و مذاکره کنندگان ارشد ایران و ایالات متحده یک بار دیگر به صورت غیر مستقیم و در اتاقهای جداگانه به تبادل پیام با واسطه گری بوسعید وزیر خارجه عمان پرداختند. هیچ قاب متفاوتی را خبرنگاران شکار نکردند و همه چیز به سبک و سیاق مذاکرات ناکام مانده ماه ژوئن برگزار شد.
شاید همین تطابق نعل به نعل به دور از هرگونه تغییر و تحول محسوس به اذهان عمومی چنین متبادر کند که یک بار دیگر در فرآیند تکراری مذاکره به صرف مذاکره افتاده و به مانند گذشته نمیتوان انتظار یک دستاورد و حصول توافق را از این دور مذاکرات نیز انتظار داشت.
برای پاسخ به این سؤال، البته باید کمی به عقب برگشت و این نکته را لحاظ کرد که در چه شرایط و موقعیتی و عطف به چه فعل و انفعالاتی به این دور از مذاکرات رسیدیم، آنگاه است که تفاوت این مذاکرات علی الظاهر روتین و همسان با ادوار قبلی مشخص می شود و به چشم میآید.
مذاکرات قبلی اردیبهشت و خرداد ماه، هر چند ترامپ طبق روال همیشگی، با زبان تند و تیز، ایران را مخاطب قرار داده و لا ینقطع تحدید میکرد اما خبری از لشکرکشی و ارسال پر و پیمان لجستیکی و ناو گروه جنگی به اطراف و اکناف منطقه نبود.
مذاکرات جاری اما زیر سایه چنین اردوکشی بی سابقه ای انجام پذیرفت و حتی فرمانده سنتکام نیز برای پیوستن به تیم مذاکراتی وارد مسقط شد، با این میلیتاریزه سازی قضا و به موازات آن فضا سازی گسترده رسانهای، آمریکایی ها به اذهان هم چنین القا کرده بودند که بدون هیچ مسامحهای آماده جنگ افروزی هستند و بدین صورت طرف ایرانی را به زعم خود در گوشه رینگ قرار داده بودند، استنباط عمومی آن بود که ایران از موضع ضعف وارد مذاکرات شده است.
اما آنچه در بطن و متن مذاکرات نمودار و عیان شد، تفاوت معناداری با این صحنه آرایی پیشینی به جهان مخابره کرد.
پیشتر چنین گفته شده بود که نمایندگانی از کشورهای منطقه به عنوان ناظر در مذاکرات حضور خواهند داشت و قرار است، علاوه بر برنامه هستهای، برنامه موشکی و نیز ابعاد حضور منطقهای ایران نیز مورد بحث و تبادل نظر باشد.
اما آنچه در واقعیت میدانی رقم خورد، بسیار متفاوت بود، نه تنها خبری از طرف های ثالث نبود که حتی مذاکرات مستقیم هم در کار نبود و به مانند گذشته مذاکرات غیر مستقیم شکل گرفت.
هر چند تحلیلگران مختلف در کارآمدی و نتیجه بخشی مذاکرات غیر مستقیم همواره نقد و شک و شبهه داشته اند اما با توجه به شرایط و پیش مقدمات این دور از مذاکرات و فضاسازی پررنگ و پر حجم انجام پذیرفته، برگزاری این دور از مذاکرات به صورت غیر مستقیم، اقدام هوشمندانهای بود که توانست جایگاه ایران در میز مذاکرات آتی را مستحکم کند.
طرف ایرانی به دنیا پیامی مخابره کرد که زیر فشار و تهدید و لشکرکشی و جنگ روانی و رسانهای پای میز مذاکره نمی آید و از موضعی اصولی به دنبال حصول توافق است و اینگونه نیست که مرعوب عرض اندام نظامی آمریکا شده و از موضع ضعف و ناچاری تن به مذاکره دهد.
تصویری که از جارد کوشنر در کنار استیو ویتکاف و ژنرال کوپر در کنار یکدیگر و در حین مذاکره با وزیر خارجه عمان و بدون حضور طرف مذاکراتی ایرانی به دنیا مخابره شد، به نوعی باطل السحر همه جو تبلیغاتی سنگینی بود که در چند هفته گذشته براه انداخته بودند.
از این حیث میتوان گفت هر چند ظاهر این مذاکرات با ادوار قبلی یکسان بود اما پیامی که به دنیا و سردمداران کاخ سفید مخابره شد، متفاوت و معنادار بود.
در دیگر سو، طرف ایرانی این نکته را نیز به طرف خارجی منعکس و متبادر کرد که برای جلوگیری از جنگ (آن گونه که رسانههای غربی قصد القای آن را داشتند) پای میز مذاکره نیامده است و اگر قرار باشد، داد و ستد مذاکراتی صورت پذیرد، همانند هر مذاکره معقول و متوازنی، ایران در ازای پذیرش محدودیت در برنامه هستهای و توافق بر سر آن، انتظار انتفاع مالی و لغو تحریم و تهدیدات و تحدیدات اقتصادی را دارد که بابت این برنامه هستهای طی دو دهه گذشته متحمل شده و این گونه نیست که وفق فضاسازی و تهدیدات نظامی به ثمن بخس اندوخته اتمی خود را واگذارد.
البته اگر انتظار داشته اید که آنی و فوری، مذاکرات آتی نتیجه بخش شود، باید بگویم روند موجود چنین چیزی را نشان نمی دهد و نباید انتظار محیر العقول داشت اما اینکه طرفین با همه شرایط موجود و افزایش تنش بی سابقه، به دنبال حل و فصل موضوعات در قالب میز مذاکراتی و پیگیری روند های دیپلماتیک هستند و این بار کشورهای منطقه نیز یک دل و یکپارچه پای کار آمدهاند، نشان می دهد فراتر از نزاع های کلامی و مانورهای ایذایی دو طرف ترجیح می دهند از مسیر دیپلماسی مشکلات را مرتفع سازند و اراده لازم در این زمینه را دارند و البته قرار نیست و شرایط هم آن گونه نیست که مذاکرات زمانبر و با حالت رفع تکلیف برگزار شود و به جایی رسیدهایم که طرفین به دنبال کسب نتیجه مشخص هستند و اتلاف وقت و انرژی دیگر موضوعیت و مطلوبیتی ندارد.